دنياي بي انتها

منوي اصلي
صفحه اصلي
پروفايل مدير
عناوين وبلاگ
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيكي

درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو
مرداد 1392
آبان 1391
مهر 1391
شهريور 1391
مرداد 1391
تير 1391
خرداد 1391
ارديبهشت 1391
فروردين 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
نويسندگان
دنيا رضائي
کد هاي جاوا

ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 18
بازدید هفته : 59
بازدید ماه : 56
بازدید کل : 464861
تعداد مطالب : 247
تعداد نظرات : 214
تعداد آنلاین : 1



فال(داستان واقعي)  <-PostCategory-> 


+ نوشته شده در سه شنبه 6 دی 1390برچسب:,ساعت 12:34 توسط دنيا رضائي |
سخن بزرگان  <-PostCategory-> 

دو چيز را هميشه فراموش كن :

خوبي كه به كسي مي كني 

بدي كه كسي به تو مي كند

 

 

 

 

هميشه به ياد داشته باش :

در مجلسي وارد شدي زبانت را نگه دار

در سفره اي نشستي شكمت را نگه دار

در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار

در نماز ايستادي دلت را نگه دار

 

 

 

 

دنيا دو روز است :

 

يك روز با تو و يك روز عليه تو

روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند

به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه ندارد

به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن ندارد

به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پرورش ندارد

 

 

 

 

دو چيز را از هم جدا كن :

عشق و هوس

چون اولي مقدس است و دومي شيطاني ، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي

در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند، پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني، مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود.

 

 

 

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟

بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آن را ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود

هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان، همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق

هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن، آنگاه مي بيني كه چگونه قبل از اينكه خودت دست به كار شوي، كارها به خوبي پيش مي روند

از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است .

از خلق خدا خواستن خفت است ، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است .


+ نوشته شده در سه شنبه 6 دی 1390برچسب:,ساعت 10:4 توسط دنيا رضائي |
فال(داستان واقعي)  <-PostCategory-> 

برگرفته از كتاب داستان هاي واقعي از زندگي آمريكايي:

سال‌های سال، پدر و مادرم به خاطر فالی که در آن آمده بود «تو وهمسرت تا پایان عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌کنید، با هم خوب و خوش بودند و آن فال را کنار عکس قاب‌شده‌شان گذاشته بودند که در حال خنده در ساحل کوبا انداخته بودند. من همیشه از دیدن آن عکس و آن فال کنارش لذت می‌بردم. حس ثبات به من می‌داد. انگار به هر عکس که به عکس‌شان نگاه می‌کرد، می‌گفتند که خوشبخت‌اند و قصد دارند تا ابد خوشبخت بمانند. البته بیست‌وشش سال در کنار هم زندگی کردند. هرچند، هم روزگار تلخ داشتند و هم شیرین، اما دست در دست هم توانستند زندگی مورد نظرشان را بسازند. به نظر من چیزی نبود که آن‌ها بخواهند و نداشته باشند. وقتی مادرم پا به سن پنجاه‌ویک سالگی گذاشت، پزشک‌ها تشخیص دادند که به نوع حادی از سرطان زبان مبتلا شده است. عمل جراحی، او را لال می‌کرد و تا آخر عمر فقط می‌توانست با یک لوله‌ی مخصوص غذا بخورد. ترجیح داد پرتودرمانی کند، اما سرطان به غدد لنفاوی‌اش سرایت کرد. بنابراین، گردنش را عمل کرد تا غده‌ها را دربیاورد. بعد از گذشت یک سال از تشخیص بیماری، تومور روی زبانش برگشت. به قدری ضعیف و لاغر شده بود که دیگر، توان جراحی دیگری را نداشت. چند هفته بعد، باید تراکئوتومی انجام می‌داد. در اثر این جراحی، دیگر نمی‌توانست حرف بزند و باید غذاخوردن با لوله را آغاز می‌کرد. با پدرم به این نتیجه رسیدند که دیگر تن به هیچ‌گونه جراحی ندهند و مادرم در خانه بستری شود. در این دوران دشوار، من با همسرم ازدواج کردم و تصمیم گرفتیم نزد پدر و مادرم زندگی کنیم تا هم بتوانم به پدرم کمک کنم و هم در کنار مادرم باشم. پنج هفته بعد از ازدواج من، مادرم در حضور تمامی افراد خانواده در خانه فوت کرد. (الان که دارم این جملات را می‌نویسم گریه می‌کنم.)
روز بعد از مرگ مادرم، اعضای خانواده را برای صرف غذا به رستوران بردیم. واقعاً حوصله‌ی غذاپختن برای آن‌همه آدم را نداشتیم. پدرم یک رستوران ویتنامی را انتخاب کرد. شام‌مان را خوردیم و درباره‌ی مادرم و خاطراتش صحبت کردیم. لحظه‌ی تلخ شیرینی بود؛ همه‌مان خیلی دوستش داشتیم، اما ضمناً خوشحال بودیم که دیگر زجر نمی‌کشد. بعد از شام، فال‌هایمان را باز کردیم. شوهرم فالش را خواند: «تو و همسرت تا پایان عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌کنید.» ما آن عکس را کنار عکس قاب‌شده‌ی روز عروسی‌مان گذاشته‌ایم


+ نوشته شده در دو شنبه 5 دی 1390برچسب:,ساعت 9:49 توسط دنيا رضائي |
اوشو  <-PostCategory-> 

تمامی عشقی که در دنیاست, می تواند از آن شما باشد

ولی اگر تصمیم بگیرید که بیچاره باقی بمانید,

دیگر نمی توان کاری کرد. می توانید بدون دلیل شاد و مسرور باشید؛ 

زیرا شادی و بی چارگی, به تصمیم خودتان بستگی دارد. 

این بازی خود شماست که بی چاره باقی بمانید و از دیگران بخواهید با شما احساس همدردی و کمک تان کنند.

اگر شاد باشید, عشق به سوی تان سرازیر می شود..

نیازی نیست حتی به دنبال عشق بروید. این یکی از قوانین ابتدایی است؛

 

آب همیشه به سوی گودی ها می رود و عشق به سوی شادی...


+ نوشته شده در یک شنبه 4 دی 1390برچسب:,ساعت 12:27 توسط دنيا رضائي |
ب بوسيدش  <-PostCategory-> 

ببوسيدش.. حتما ً قبـل ِ خواب  بـبوسیـدش

حتی اگه با هم دعـوای ِ بـدی کرده باشیـد.. حتی اگه بهتـون گفته باشه از این زنـدگی ِکوفتـی خسته شـده.. حتی اگه برچسـب ِ" بد اخـلاق" بهتون چسبونده باشه

 

ببوسيدش حتي اگه بهتون گير بيخود داده باشه.. گفته باشه از لباسي كه شما عاشقشين متنفره.. نفهميده باشه شما موهاتون رو مش كردين

ببوسيدش حتی اگه بـوی ِ عرق و خستگی میـده .. حتی اگه یـادش میـره جواب سلام ِ شما رو بـده ..  حتی اگه خیلی وقته براتـون گُـل نخـریده

ببوسيدش وقتی زیرپیـرهنی سفیـد ِ حلقه ای پوشیـده و بـازوهای ِ سفیـدش رو با اون پیـچ ِ ماهیچه ای ِ مردونه انداخته بیـرون .. وقتی صورتش ته ریش ِ جذابي داره ..وقتی صداش خسته ُ خمار ِ خوابه

ببوسيدش حتی اگه شما رو رنجـونده و غـرورش نمیذاره دلجـویی کنه .. حتی اگه گرسنه اس و با شما مثل ِ آشپـز ِ دربـارش برخـورد می کنه .. حتی اگه یادش میـره ازتـون تشـکر کنه

ببوسيدش وقتی براتـون یه آهنگ ِ جدیـد میذاره و می گه : ” اینـو برای تـو آوردم ” .. وقتی تو چشـاش پـُر ِ خواستنه .. وقتی دست های ِ ظریـف ِ دختـرونه تـون میـون ِ دستای ِ زمخت و مردونه اش گم ميشن

ببوسيدش حتی اگه از عصبانیت داریـد دیوونه می شید .. حتی اگه شما رو با مادرش مقايسه ميكنه.. حتي اگه با حرص می خوایید از خونه بزنیـد بیـرون و اون محـکم بـازوهاش رو دورتـون حلقه می کنه و وسـط ِ جیـغ های ِ شما با خنـده می گه : عزیـزم ؛ کجا می خـوای بـری این وقته شب ؟

ببوسيدش وقتی ناغافلی لباسـی رو خریـده که هفته ی پیش ، پشت ِ ویتریـن دیدین و فقـط یه کلمه گفتین این چه خوشگله ! .. وقتی دست هاش پـُر از خریـد خونه ان و درُ با پـاش می بنـده .. وقتی با نگاهـی پـُر از تحسین سر تا پاتـون رو برانـداز می کنه

ببوسيدش حتی اگه تـوی ِ شرکـت پیـاز خورده و تا موهاش بـو میدن حتي اگه با دوست هاش تلفنـی یک ساعـت حرف می زنه و شامتـون سـرد شده .. حتی اگه رو دنده "نه" گفتن افتـاده

ببوسيدش وقتی شمـا رو وسـط ِ آرایش کردن می بوسه .. وقتی باهاتـون کُشتـی می گیـره و مثل ِ پـَر از رو زمین بلنـدتون می کنه .. ! وقتی تو دلتنگی هاتون داوطلبانه می بردتـون بیـرون و شما رو تو شهـر می گردونه

ببوسيدش حتماً قبـل ِ خـواب ب ِ بـوسیـدش

شایـد فـردایی نباشـه..

شایـد شما فـردا نباشیـد..

شایـد اون فـردا نباشـه..


+ نوشته شده در شنبه 3 دی 1390برچسب:,ساعت 13:27 توسط دنيا رضائي |
افلاطون  <-PostCategory-> 

انجام هر نوع خدمت و تحمل هر گونه سختي و مذلت را به راه معشوق، ننگ عاشق نشماريم، بلكه آن را از افتخاراتش دانيم و مايه آراستگي و برازندگي او شناسيم.


+ نوشته شده در دو شنبه 21 آذر 1390برچسب:,ساعت 10:1 توسط دنيا رضائي |
ميزان فاصله قلب آدم ها  <-PostCategory-> 

 
استادى از شاگردانش پرسید:

 
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

 چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

   
شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت:

 

چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم  

 استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد  داد می‌زنیم؟


آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

 

  شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد:

 

هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

 

آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.

  هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

 

سپس استاد پرسید:

 

هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

 

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟

 

چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.

 

فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.


استاد ادامه داد:

 

هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

 

  سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقي نمانده باشد

 

  اين همان عشق خدا به انسان و انسان به خداست است که  خدا حرف نمی زند اما همیشه صدایش را در همه وجودت مي توانی حس کني اينجا بین انسان و خدا هیچ فاصله ای نیست می توانی در اوج همه شلوغی ها بدون اینکه لب به سخن باز کنی با او حرف بزنی

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در یک شنبه 20 آذر 1390برچسب:,ساعت 12:10 توسط دنيا رضائي |
زمستان  <-PostCategory-> 

زمستان گذشته است

         گل ها شكفته اند

و زمان نغمه سرايي فرا رسيده است

              و تو اي كبوتر من كه در شكاف صخره ها

و پشت سنگ ها پنهان هستي

                     بيرون بيا

و بگذار صداي شيرين  تو  را بشنوم

               و صورت زيبايت را ببينم

             زيرا اكنون ديگر زمستان به پايان رسيده است

 


+ نوشته شده در یک شنبه 20 آذر 1390برچسب:,ساعت 9:51 توسط دنيا رضائي |
سپيده  <-PostCategory-> 

سپيده كه سر بزند

در اين بيشه زار خزان زده شايد دوباره گلي برويد

شبيه آنچه در بهار بوييدي



      پس به نام زندگي هرگز مگو هرگز


+ نوشته شده در شنبه 19 آذر 1390برچسب:,ساعت 14:25 توسط دنيا رضائي |
تفاهم ازلي  <-PostCategory-> 


آه اي قلب محزون من

ديدي چگونه سودا رنگ شعر گرفت

 

ديدي كه جغرافياي فاصله را چگونه با نوازش نگاهي مي شود 

 

                         طي كرد و ناديده گرفت

 

 

ديدي كه رنج هاي كهنه را با ترنمي مي شود يكباره فراموش كرد

     ديدي كه آزادي لحظه ي ناب سر سپردن است

 

ديدي كه عشق يك اتفاق نيست

 

 

                              يك قرار قبلي است

 

مثل يك تفاهم ازلي از ازل بوده

 

                 و تا ابد ادامه خواهد داشت

 


+ نوشته شده در شنبه 19 آذر 1390برچسب:,ساعت 9:50 توسط دنيا رضائي |
حميد مصدق  <-PostCategory-> 

تو هم اي خوب من اين نكته به تكرار بگو

اين دلاويز ترين شعر جهان را

نه به يك بار و به ده بار كه صد بار بگو

" دوستت دارم " را با من بسيار بگو

 

" دوستم داري؟ " را از من بسيار بپرس


+ نوشته شده در چهار شنبه 16 آذر 1390برچسب:,ساعت 15:6 توسط دنيا رضائي |
تنها ماندن  <-PostCategory-> 

 

عشق، رفاقت، شهرت طلبی ... همه به خاطر هراس از تنها ماندن است
و شاید قوی ترین جذابیت وصال در همین باشد
كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمی برد كه روزی تنها خواهد ماند

تو گاهی خیال می كنی گمشده خود را باز یافته ای
اما بسیار زود درمی یابی كه این بازیافته ات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست
یا قدری  كوچكتر

گاهی او را می یابی و مدت كوتاهی در خوشبختی رسیدن به او به سر می بری و اما گاه او رشد می كند و از خلاء تو یا حتی خود تو بزرگتر می شود
و دیگر در درونت نمی گنجد

 


+ نوشته شده در چهار شنبه 16 آذر 1390برچسب:,ساعت 14:19 توسط دنيا رضائي |
عشق  <-PostCategory-> 

عشق دردناک است چون دگرگون میکند،عشق دگرگونی ست و هر دگرگونی دردناک است.این درد همان دردی ست که پرنده آن گاه که بکوشد برای نخستین بار پرواز کند، احساس میکند.
این به سبب درد عشق است که میلیون ها انسان یک زندگی بی عشق را تجربه میکنند.آنها نیز رنج میبرند اما رنج آنها بیهوده است. رنج بردن در عشق ، رنج بردنی بیهوده نیست...عشق یک نردبام است، با یک نفر آغاز می شود، با تمامیت به پایان میرسد.عشق آغاز است.از عشق در هراس بودن، از دردهای بالنده عشق در هراس بودن، محصور ماندن در یک سلول تاریک است.عشق با درد همراه است چون رشد را موجب میشود.
عشق با درد همراه است چون عشق چینن میطلبد...این خاصیت عشق است.


+ نوشته شده در چهار شنبه 16 آذر 1390برچسب:,ساعت 12:57 توسط دنيا رضائي |
عاشق  <-PostCategory-> 

پــروردگـارا از عشـق امـروزمـان چیـزی بـرای فـردایـمـان بـاقـی بـگـذار به اندازه يك نگاه .. به اندازه يك لبخند.. تا به ياد داشته باشيم كه روزي عاشق هم بوديم..


+ نوشته شده در چهار شنبه 16 آذر 1390برچسب:,ساعت 11:3 توسط دنيا رضائي |
آفرينش  <-PostCategory-> 

خداوند روز اول آفتاب را آفرید

روز دوم دریا را

روز سوم صدا را

روز چهارم رنگ ها را

روز پنجم حیوانات را

روز ششم انسان را

و روز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیزی را نیافریده است ؟

پس تو را برای من آفرید

 


+ نوشته شده در چهار شنبه 16 آذر 1390برچسب:,ساعت 9:55 توسط دنيا رضائي |
آغوش تو  <-PostCategory-> 

و من
هر شب
به بالشم
كه از جنس خيال نرم آغوش توست ، مي سپارم
كه مرا
درست در ساعت ماه ومهتاب
بيدار كند ...
مبادا كه شبي ، تماشاي آسماني نگاهت را
زير باران نوازش و بوسه
خواب بمانم ...


+ نوشته شده در چهار شنبه 16 آذر 1390برچسب:,ساعت 9:53 توسط دنيا رضائي |
ايموتو ماسارو  <-PostCategory-> 

“همه عالم در جنبش و ارتعاش است! ”
“هستی یعنی ارتعاش و هر ارتعاشی در درون و بیرون ما،
روی ما و بیرون ما اثر میگذارد! ”
“هر کلمه ای که به زبان می آوریم، روی تک تک سلولهای بدن ما و محیطمان اثر میگذارد! ”
“تصاویری که میبینیم یا در خاطر تجسم میکنیم روی ما و محیط اطرافمان اثر میگذارد! ”
“حتی نوشتن کلمات به صورت بیصدا و بدون خواندن هم روی ارتعاش بقیه اثر میگذارد! ”
“حتی تصویر و نام کلمات هم برای خود حامل ارتعاش اثر گذار هستند! ”
“اگر کسی آنسوی دنیا دعا کند ، در این قسمت دنیا ارتعاش دعایش دیگری را شفا میدهد! ”


+ نوشته شده در یک شنبه 13 آذر 1390برچسب:,ساعت 13:58 توسط دنيا رضائي |
خدا  <-PostCategory-> 

 

خدای عزیزم 

 

 اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)   

درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)،  

قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم.  

خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.   

خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما

و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشا الله.

خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش, تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت‏ها عاشقانه مهر بورزه. 


خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما،  

 

هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونه ات و ازت کمک بخواد)

و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.


+ نوشته شده در چهار شنبه 9 آذر 1390برچسب:,ساعت 15:52 توسط دنيا رضائي |
گنجشك و خدا  <-PostCategory-> 

گنجشک وخدا... گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود! خدا گفت : چیزي بگو گنجشک گفت : خسته ام ... خدا گفت : از چه...؟! گنجشک گفت : از تنهایی ، بی کسی ، بی همدمی ، کسی تا به خاطرش بپری ، بخوانی ، او را داشته باشی خدا گفت : مگر مرا نداری..! گنجشک گفت : گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند... خدا گفت : آیا هرگز به ملکوتم آمده ای ...؟ گنجشک ساکت شد... خدا گفت : آیا همیشه در قلبت نبودم ؟! چنان از غیر پرش کردی که دیگر جایی برایم نمانده... چنان که دیگر توان پذیرشم را نداری.. گنجشک سر به زیر انداخت ، چشم های کوچکش از دانه های اشک پر شد... خدا گفت : اما همیشه در ملکوتم جایی برای تو هست...  بیا ... گنجشک سر بلند کرد ، دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود... گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود


+ نوشته شده در چهار شنبه 9 آذر 1390برچسب:,ساعت 9:51 توسط دنيا رضائي |
چارلي چاپلين  <-PostCategory-> 

با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه،  

رختخواب خريد ولي خواب نه،

 

 

ساعت خريد ولي زمان نه،  

مي توان مقام خريد ولي احترام نه،  

مي توان کتاب خريد ولي دانش نه

دارو خريد ولي سلامتي نه

 

خانه خريد ولي زندگي نه

و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر 1390برچسب:,ساعت 16:52 توسط دنيا رضائي |
اميد به خدا  <-PostCategory-> 

هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش که برای او غیر ممکن وجود ندارد
و تمام غیر ممکن ها فقط برای کسانیست که
از ایمــان دل بریده اند و امیــد را به دل راه نمی دهند.


+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر 1390برچسب:,ساعت 14:37 توسط دنيا رضائي |
زندگي  <-PostCategory-> 

شاید خیلی وقت ها قدر داشته هامون رو اونطور که باید، نمی دونیم و به نوعی عرصه زندگی رو بر خودمون تنگ می کنیم که انگار حاصل عمرمان تمام غم ها و ناملایمات دنیاست و دیگران ازش سهمی ندارند در حالیکه اگر قدری عاقلانه تر فکر کنیم می بینیم که دیگران هم فقط شادیها و موفقیت هاشون نیست که دستمایه ی زندگیشونه؛ و بقول این شعر زیبا:

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم

حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم

تشنه لب، عمر بسر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمی دانستیم


+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر 1390برچسب:,ساعت 12:38 توسط دنيا رضائي |
مارك تواين  <-PostCategory-> 

يك قلب مهربون وعاشق واسه انسان بزرگترين ثروته ،و بدونِ اون حتي با داشتن هوشِ زياد، انسان فقيره .


+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر 1390برچسب:,ساعت 12:26 توسط دنيا رضائي |
كوروش كبير  <-PostCategory-> 

آنان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز هراسي از فراموشي نيست چرا كه جاودانند .


+ نوشته شده در دو شنبه 7 آذر 1390برچسب:,ساعت 12:20 توسط دنيا رضائي |
مجنون  <-PostCategory-> 

روزي مجنون از روي سجاده شخصي مومن عبور كزد، مرد نماز را شكست و گفت:

مردك در حال راز و نياز با خدا بودم تو چگونه اين رشته را بريدي؟

مجنون لبخندي زد و گفت: عاشق بنده اي هستم و تو را نديم، تو عاشق خدايي و مرا ديدي؟..


+ نوشته شده در دو شنبه 7 آذر 1390برچسب:,ساعت 12:9 توسط دنيا رضائي |
عشق  <-PostCategory-> 

هوس بازان كسي را كه زيبا مي بينند دوست دارند..اما عاشقان كسي را كه دوست دارند زيبا مي بينند.


+ نوشته شده در یک شنبه 6 آذر 1390برچسب:,ساعت 15:24 توسط دنيا رضائي |
اندرو متيوس  <-PostCategory-> 

گاهی در قعر تنهایی به خود می‌گوئیم آیا واقعاً زندگی ارزش این‌همه تلاش و تقلا را دارد؟ و ناگهان در همان روزها با کسی آشنا می‌شویم که ما را بر فراز ابرها پروازمی‌دهد وزندگی ما را دگرگون می‌سازد.
زندگی اینگونه است. همیشه سردترین و تاریک‌ترین لحظه‌ها درست قبل از سپیده است. اما اگر خود را از سقوط و نومیدی حفظ کنیم، پاداش‌ها به‌زودی سرازیر می‌‌شوند.


+ نوشته شده در یک شنبه 6 آذر 1390برچسب:,ساعت 15:18 توسط دنيا رضائي |
دوستت دارم...  <-PostCategory-> 

اين بار تو بگو دوستت دارم نترس من آسمان را گرفته ام كه به زمين نیاید


+ نوشته شده در یک شنبه 6 آذر 1390برچسب:,ساعت 10:4 توسط دنيا رضائي |
زندگي  <-PostCategory-> 

هرگز تاثير رفتارهاي خود را دست كم نگيريد. با يك رفتار كوچك، شما مي توانيد زندگي يك نفر را دگرگون نماييد: براي بهتر شدن يا بدتر شدن.

 

خداوند ما را در مسير زندگي يكديگر قرار مي دهد تا به شكلهاي گوناگون بر هم اثر بگذاريم.

دنبال خدا، در وجود ديگران بگرديم.


+ نوشته شده در یک شنبه 6 آذر 1390برچسب:,ساعت 9:59 توسط دنيا رضائي |
  <-PostCategory-> 

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن.


+ نوشته شده در شنبه 5 آذر 1390برچسب:,ساعت 16:11 توسط دنيا رضائي |
  <-PostCategory-> 

 

تکرار کن مرا

 

 

  که بی تو تکرار دوباره ای در من نیست  

بخوان مرا 

     که بی تو نوای تازه ای در من نیست

 

بمان برایم  

 

 

     تا ابد تا همیشه تا بودن

 

        که بی تو حتی تجسم سردی از من نمی ماند


+ نوشته شده در شنبه 5 آذر 1390برچسب:,ساعت 14:1 توسط دنيا رضائي |
چارلز مورگان  <-PostCategory-> 

هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند عالم را بر شانه خویش احساس کرده ام...


+ نوشته شده در شنبه 5 آذر 1390برچسب:,ساعت 12:9 توسط دنيا رضائي |
عاشق  <-PostCategory-> 

عاشق محبوبش را مظهر تمام چيزهاي برگزيده و نيكو مي بيند و بتدريج، دايره عشق او از پرستش زيبايي در يك وجود تجاوز كرده، پرستش همه مظاهر طبيعت را آغاز مي كند


+ نوشته شده در چهار شنبه 2 آذر 1390برچسب:,ساعت 15:27 توسط دنيا رضائي |
شكسپير  <-PostCategory-> 

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند

زندگی کوتاه است

پس به زندگی ات عشق بورز

خوشحال باش

و لبخند بزن

فقط برای خودت زندگی کن و

قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن

قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن

قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش

قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش

قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن

قبل از تنفر؛ عشق بورز

 

زندگی این است

احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

 

 


+ نوشته شده در چهار شنبه 2 آذر 1390برچسب:,ساعت 14:35 توسط دنيا رضائي |
  <-PostCategory-> 

 

 

 

 

خراب مي كند ايام هر بنائي را

به جز بناي محبت كه دائم آباد است


+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر 1390برچسب:,ساعت 14:39 توسط دنيا رضائي |
  <-PostCategory-> 

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند.


+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر 1390برچسب:,ساعت 12:13 توسط دنيا رضائي |
موريس مترلينگ  <-PostCategory-> 

هيچ موجودي در دنيا وجود ندارد كه در اثر عشق ورزيدن به يك موجود ديگر، حتي اگر يك عشق پيش پا افتاده و پست هم باشد، اصلاحي در روح خود به عمل نياورد.


+ نوشته شده در دو شنبه 30 آبان 1390برچسب:,ساعت 16:33 توسط دنيا رضائي |
عاشقانه  <-PostCategory-> 

 

هزار بوسه به سوي خدا فرستادم

 

از آنكه ديدن تو قسمت خدايي بود

 

شب از كرانه دنياي من جدا شده بود

كه هر چه بود تو بودي و روشنايي بود


+ نوشته شده در دو شنبه 30 آبان 1390برچسب:,ساعت 9:27 توسط دنيا رضائي |
مطالب پيشين
» نقطه آغاز
» از طرف دوست عزیزم : عقیل خالقی
» احمد شاملو
» يك عاشقانه ي آرام - نادر ابراهيمي
» رسول یونان
» سکوت
» پاییز و آسمان ابرییش
» یادت باشد
» گاه بی ما ..
» پاییز
» دوباره
» گابریل گارسیا مارکز
» دوستت دارم..
» یه آدم هایی..
» فقط با تو..
» پائولو کوئلیو
» هريت بيچر استُو
» ترسیم نقش بر قالی زندگی( عرفان نظر آهاری )
» واژگان دل
» پائولو کوئیلو
» ویکتور هوگو
» لب
» اولین دیدار
» بگو دوستت دارم...
» فقط عاشقا بخونن♥♥
» قرارداد ها
» همیشه باید کسی باشد..
» مرد باش
» سه راه
» تقصیر من بود..
» عاشقت خواهم ماند..
» دلم برای کسی تنگ است.. (حمید مصدق)
» مرا ببوس
» لب
» چشمانت
» خوشبختی.
» می نویسمت
» روزمره گی
» ..
» چه کسی تو را به خاطر خودت دوست دارد؟
» قصر عشق من و تو
» زندگی می کنم..
» اگر می دانستی چقدر دلتنگ تو هستم..
» اسارت
» بهشت
» عشق
» اگر می دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می بینم...
» تنهائی


موضوعات
سخن بزرگان
عاشقانه
زندگي
ايمان
شعر
پيوندها


زیرنویس فیلم عاشقانه subf2m جغرافیای کوچک من Best Music center کشتی کج NEGARIN PAINTING GALLERY love پیکسها / جدیدترین عکس های بازیگران ایرانی b0y ill اخبار بیا تو 2 موزیک شوهر میییییخوام ! دل باخته گود موزیک موزیک خوب دانلود موزیک و اهنگ های روز .:تک درخت عشق:. بی خیـــــــــــــــال دنیا چیستانستان پسرک تنها عاشقانه ها » آهنگ پیشواز این منم خسته و تنها در این کلبهء تنگ ••▪▪••●●* ...همه هستی من...*●●••▪▪•• زیباترین هدیه قصر كاغذي... سکوت 110133 کلبه ی عاشقان موزیک جدید دنیای نقره ای دل نوشته های پرنده مهاجر تنهای متفاوت welcom جدیدترین آهنگهای ایرانی دغدغه های جَوُنا مهدي موعود دل نوشته های یک دیوانه همه جوره .... .‏§‏*لب تو لب‏*‏.‏*‏‏§‏ روستای تاریخی هنجن وب سايت كردها جنگ نرم يا سنگر نت ضد دخترا_پسری بیا2 کرمان جوان دختـــران آفتاب در حسرت اما...!! زنان بدون مرز به كلبه ي كوچك من خوش آمديد ازدست عزیزان چه بگویم گله ای.... عشق رویایی مد زیبایی و... احساس برتر ܓܨღ سمــــ♥ــانــــ♥ــــه ღܓܨ دل نوشته های پرنده مهاجر بهترین ها چشم انتظار سکـــــــــــــــــــــــو ت بازیگران لاتين مشاوره حقوقي انواع مطالب خواندنی دختر ايروني انجمن جلو افتادگان ذهني دانشگاه ازاد خميني شهر-اصفهان رمان و شعر قاب زيباي پنجره قند و عسل عاشقانه ها عاشقيزم من او ندارم دخترك تنها درد دل و ترانه زندگي دوباره كلام ناب ترين هاي من و همسرم عشق يعني انتظار ✔ یادداشت هـای فوق سرّی ✔ اين منم خسته و تنها (پسرك تنها) تراختور اف سي به نام خداوند مهر آفرين هر چه مي خواهد دل تنگت بگو ساحل نشين اشك دختر شاه پريون خون آبي دهكده غمها كلام ღ بـهـتـریـن شـعـرهــایی که خــونـدم ღ خون آبي سيبي بچين حوا بگذار از زمين هم بيرونمان كنند.. منو تنها من عشق من دوست دارم کیت اگزوز زنون قوی چراغ لیزری دوچرخه
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دنياي بي انتها و آدرس donyaye-donya.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی

پيوندهاي روزانه

کیت اگزوز ریموت دار برقی
ارسال هوایی بار از چین
خرید از علی اکسپرس
مستر قلیون

 

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی

طراح قالب

Power By:LoxBlog.Com & NazTarin.Com